تبليغاتX
من خدا را دارم...

من خدا را دارم...


فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

با توجه به ارزش و قداست خانواده در می‏یابیم که: خانه، اولین مدرسۀ تربیت اخلاقی و دینی است و کودک به تدریج بر اساس مشاهدات روزمره، پایه‏های اخلاقی خود را پی‏ریزی می‏کند. در محیط خانه کودک تعالیم خوب و بد را فراگرفته و  زیربنای اخلاقی او شکل می‏گیرد. کودک مثال نهال تازه‏ای است که هر طور او را پرورش دهیم، رشد می‏کند و  نیز آنچه را که  بطور منظم در محیط خانه می‏بیند، نسبت به آن انس پیدا می‏کند. مشاهده آداب دینی و عبادات مذهبی بویژه نماز که در شبانه‏روز بطور منظم از  طرف بزرگترها در محیط خانه رخ می‏دهد، در ذهن و روان کودک نقش می‏بندد.

با توجه به حس تقلیــد کودک، مشاهده می‏شود که او با شروع سال دوم زندگی، از حرکــات والدین تقلیــد می‏کند. اگر انجـام این حرکات با نوازش و تشویق والدین همراه باشد، بر رغبت کودکان می‏افزاید. وقتی مادر چادر نماز بر سر می‏گذارد و به نماز می‏ایستد، دختر4 ساله دوان دوان به سراغ چادر یا روســـری خود رفته و آن را بر سر می‏کشد و مانند مادرش به رکوع و سجود می‏رود.

اگر مادر پس از اتمام نماز یک شکلات یا هدیه به کودک دهد، سبب تقویت روحیه نماز خواندن در کودک می‏شود. وقتی کودک بزرگتر می‏شود، از رفتن به کلاس‏های مذهبی‏ای که بصورت قصه و زبان ساده  دین را توضیح دهد، استقبال می‏کند. بنابراین به والدین توصیه می‏شود زندگی انبیاء و داستان‏هایی در مورد نماز را برای کودک خود بازگو کنند.

وقتی کودک خردسال بر اساس تقلید و الگوبرداری از والدین و دیگران، خود به رکوع و سجود می‏رود و حرکات و افعال یک نمازگزار را انجام می‏دهــد و بر اثر تقویت و تشویق، میل و گرایش به نماز در او نیرومند می‏شود، می‏توان اقامه نماز به صورت جماعت را در او قــوت بخشـید. والدینی که اهل عبادت و نمـاز هسـتند، مواقعی که اقوام دور هم جمع می‏شوند، نماز را به جماعت در خانه برگزار نمایند و با خوش رویی، فرزندان خود را به نماز دعوت کنند. به تـــدریج این فـرضیه را می‏توان از منـــزل به مسجد محل کشانید و بدین ترتـیب است که خانواده به نحو احسن می‏تواند فرزند خود را در گرایش به نماز یاری و کمک نماید.

قرآن می‏فرماید: "ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر". "نماز انسان را از فحشاء و منکر باز می‏دارد."

(سورۀ عنکبوت، آیۀ 45)

در جای دیگر می‏فرماید: "اقم الصلاة لذکری". "نماز را برای یاد و توجه من به پا دار."

(سورۀ طه، آیۀ 14)

و در جای دیگر می‏فرماید: "و انما للکبیرة الاعلی الخاشعین". "نماز بار سنگینی است مگر برای افراد خاشع."

(سورۀ بقره، آیۀ 45)

پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه و آله فرموده‏اند:

"رکعتان من عالم خیر من سبعی رکعة من جاهل". "دو رکعت نماز عالم، بهتر از هفتاد رکعت نماز جاهل است."

در حدیث است: "نماز را در وقتش چنان بخوان که گویا آخرین نماز توست و تو بعد از نماز با دنیا خداحافظی می‏کنی."

( بحار الانوار، ج/84، ص/223)

حضرت علی علیه السلام فرموده‏اند:

"لاقربة بالوافل اذا اضرت بالفرائض". "هرگاه نمازی مستحب به نمازهای واجب ضرر برساند، آنگونه عبادت موجب قرب به خدا نخواهد بود."

(الحیاة، ج/1، ص/318) ( پرتوی از اسرار نماز محسن قرائتی، ناشر: ستاد اقامه نماز، پائیز 1386، صحفه 26).

http://safahateentezar.persiangig.com/image/chelle.jpg

از آنجایی که روح پرستش از همان ابتدای خلقت انسان در نهاد او جای گرفت، انسان همواره به دنبال پناهگاه مطمئنی بود تا بتـواند به معبـود خویـش دست یابد. روح او خـدا را جستجـو کرد و در حال نماز خواندن، پی به خدا برد. الکسیس کارل فرانسوی می‏نویسد:

( نیایش در مرحلۀ عالی‏تر خود از سطح درخواست و عرض حال، فراتر است.)

نماز به قدری فضیلت دارد که حتی زمانی که پیامبر(ص) صاحب کوثــر شد، برای تشکـر و قدردانی از خداوند متعال، راهی را جهت شکر‏گـــزاری از او طلبید. خداوند فرمود: نخست نمــاز بخوان و بعـد از آن قربانی کن و به مستمندان ده.

جنبه‏های تربیتی نماز، بخشی است که تاثیرات قابل مشاهده نماز را بیان می‏کنند. این تاثیرات عبارتند از:

1ـ تهذیب اخلاق                                                 2- روح خوش‏بینی                                                     3- تکرار نمازها

اعمال مذکور در شبانه‏روز باعث بروز حالات معنوی در انسان نمازگزار می‏گردند.

در مورد اینکه چگونه کودک به نماز علاقه و گرایش داشته باشد و آن را انجام دهد، می‏بایست از ابتدای حیات کودک دقت لازم صورت گیرد. نوع انتخاب همسر نیز خود می‏تواند در زمان شکل‏گیری فرزند، نقش مهمی داشته باشد؛ چراکه کودک بیشترین ساعات خود را درخانه و با مادر سپری می‏کند. وقتی که این قضیه با دقت صورت گیــرد، کودک از همان سنین اولیه، تقلید اعمال دینی بویژه نماز را در رفتار پدر و مادر جویا می‏شود.

برخی از کودکان در سنین 2 الی 3 سالگی و برخی از 4 سالگی این حس را بروز می‏دهند. البته در 6 سالگی به عینیت می‏توان آن را مشاهده کرد. زمان آغاز نماز خود سخنی جداگانه است. در خاندان اهل بیت(ع) کودکان از 5 سالگی نماز می‏خواندند؛ اما در افراد عادی کودکان باید از سنین 7 سالگی به خواندن نماز بپردازند. علت آن هم این است که کودکان تا سن 7 سالگی باید بازی کنند.

(ماهنامه پرورشی تربیت وزارت آموزش و پرورش، شماره 10و11، تابستان 1383، صفحه 19)

بنابراین ما خانواده‏ها باید سعی بر آن داشته باشیم که از همان اوان کودکی فرزندانمان را با نماز آشنا سازیم؛ زیرا سعادت و خوشبختی آنان مهمتـر از هر چیز، در خواندن نماز و عمل به دستورات آن است و به این آیه شریفه قـــرآن تمسک جوییم که:

"ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر". و بدین ترتیب آیندۀ فرزندانمان بیمه خواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 20:56  توسط حسنیه  | 

بارها و بارها درباره اینکه چرا باید نماز بخوانیم وچه اجباری در این موضوع است فکر کردم ولی جوابی نیافتم، از هرکس هم می پرسیدم جواب درستی نمی شنیدم؛ یا اگرجوابی می داد قانع کننده نبود.مثلاً یکی از جوابها این بود که به خاطر این می خوانیم که سپاس گزار نعمتهای خداوند باشیم. در جواب این جمله همیشه این به فکرم می رسید که اگر دعا شکر خوانده شود؛ دیگر نیازی به خواندن نماز نیست. ولی یک روز یک مقاله خواندم و به جوابم رسیدم.

آن مقاله درباره تغییراتی که در دنیای کنونی در حال اتفاق است و مشکلاتی که بشر امروزی را تهدید می کند؛ صحبت می کرد و نیزدرباره یک نیرو یا قوه فوق بشری صحبت می کرد، ازاین نیرو به نام نیروی الهی اسم برده شده بود بااین تعریف که خداوند در این جهان یك قوه ای در اختیار تمام افراد بشرگذاشته؛ این نیرو از منبع الهی سرچشمه می گیرد و مانند نور آفتاب بر همه می تابد و همه رابه یک اندازمستفیض می كند؛ اما این خود ماهستیم که خودرا از این نور محروم می کنیم و به سایه پناه می بریم. این نیرو در اختیار تمام افراد بشر قرار گرفته و همه می توانند از آن استفاده کنند. این نیرو همان وسیله ای است که باعث حل خیلی از مشکلات ما می شود؛ بنابراین هر موقع مشکلی پیش بیاید مایوس و نامید نخواهیم شد. زندگی انسان مؤمن با این نیرو معنا پیدا می کند.

برای جذب این نیرو به راههای زیراشاره شده بود:

1- وحدت ویگانگی؛ اتحاد افراد با یکدیگر شرط ضروری است برای جذب این نیرو.

2- تبلیغ امرالهی؛ افرادی که پیام الهی را به دیگران ابلاغ می کنند   ازاین نیرو بهده مندمی شوند.

3- دعاونمازگزاری؛ نماز و دعا نیزاعمالی هستنندكه باعث جذب این نیرو می شوند.

برایم جالب بود که نماز این نیروی عظیم را جذب می کند. ازآن پس، همیشه بعد از خواندن نماز مشکلاتم حل می شد. ابتدا فکر   می کردم شانسی حل می شود؛ امابعد فهمیدم که شانسی دركارنبوده ؛ بلکه حل وفصل مشكلاتم نتیجه شمول نیروی الهی بوده و اكنون خوب می دانم که اگر بطورروزمره این نیرو را جذب نکنم، هیچ گاه به آن تعالی وترقی که در نظرم هست، نخواهم رسید.

 

 

 

چرا باید نماز بخوانیم

 

خدا لایق ستایش است و میتوان با چند جمله زبانی به خود با او راز نیاز کرد ، پس چرا نمازی را که به زبان بیگانه است بخوانیم؟

در این که خداوند را چگونه باید عبادت کرد و با کدام الفاظ و اعمال او را ستود  ، بهترین راهنما خود خداوند است.

هم قالب و شکل این عبادت و هم محتوا و مضمون آن از سوی پرودگار ، معین شده است پس عبادتی است خدا پسند و مورد پزیرش پروردگار.

مگر نه این که آدرس هر خانه را باید از صاحب خانه پرسید؟ مگر نه این که در هر ضیافت و مهمانی باید نظر میزبان رو رعایت کرد؟

عبادت حضور در برابر خدایی است که صاحب حهان است و نشستن بر سر مائده های معنوی پروردگار است که برای بندگان فراهم کرده است . پس چگونهگی عبادت را هم از او باید فرا گرفت و به دستور او عمل کرد و دید که او چه چیز را عبادت دانسته و عبادت را به چه صورت از ما طلبیده است.

بهترین عبادتها آن است که :

اگاهانه ، عاشقانه ، خالصانه خاشعانه باشد که همه ی اینها در نماز قرار داده شده است.

روح عبادت در فطرت انسان نهفته است و اگر خوب رهبر نشود به عبادت بت و طاغوت می گراید.

مثل میل به غذا که در هر کودکی هست ولی اگر راهنمایی نشود ممکن است کودک خاک هم بخورد و هر چیزی که به  زیان اوست را میل کند.

در گرفتن شماره تلفن اگر یک شماره اشتباه یا کم یا زیاد گرفته شود تماس بر قرار نمی شود و یا اشتباه میشود.

کسانی از روی انحراف ، در شکل عبادت خدا تغییراتی می دهند ، این تغییر دادن گاهی از روی لجاجت و گاهی جهل و نادانی یا عوامل دیگر است.

"تعبد " آنست که حتی در شکل عمل هم آن گونه ک دستور دین است بی کم و کاست عمل کنیم تا به مفهومه صحیح "بندگی " رسیده باشیم.

نکته ی قابل توجه دیگر این است که : کتاب آسمانی و دین به زبان " عربی " است و خدا می خواهد یک مفاهیمی را به ما القاء کند و لذا از مفاهیم عربی استفاده کرده چون ابتدا اسلام و پروردگار و پیغمبر ، در میان قومی مبعوث شد که عرب زبان بودند.

همچنین کسانی که به زبانهای دنیا آشنا هستند و زبان شناس و بی طرف و با انصاف باشند شهادت می دهند که زبان عربی کامل ترین زبان می باشد و در باره ی مفاهیم بلندی است که دیگر زبانها خالی از آنهاست.

خداوند معبود و معشوق ماست و  وقتی چیزی از ما خواسته که انجام دهیم ( که سودش هم به خود ما باز می گردد) باید عمل کنیم. وقتی عاشق حواب معشوقش را میدهد احساس رضایت و ارامش میکند.

قران کریم :"اگاه باشید،یاد خدا دل ها را ارام میکند. "


چرا نماز بر انسان واجب شد؟

 
"الله صمد" ، نشان دهنده ی بی نیازی اوست ‌، پس چه نیازی به شكر و تسبیح دارد؟

امام رضا (ع) فرموده اند : "همانا علت واجب شدن نماز ، آن است كه نماز اقرار بندگی به خداوند عز و جل است و نفی شریك و همانند برای خداوند عزیز و ایستادن انسان در برابر خداوند حكیم با حال مذلت و فروتنی و خضوع و اعتراف به گناهان ، و نیز درخواست عفو از تقصیرات و بر طرف ساختن آثار گناهانی است كه شخص در گذشته مرتكب شده و صورت نهادن بر زمین است در هر روز به خاطر بزرگ داشت خداوند ، و دیگر آن كه نماز سبب می شود بنده پیوسته به یاد خدا باشد و او را فراموش نكند و طاغی و یاغی نباشد و با خشوع و رغبت ، خواستار افزونی  بهره و نصیب خود در این دین و دنیا باشد..."

حظرت علی (ع) به پیشگاه الهی عرض می كند  : "بار الها! این نماز من است كه در پیشگاه تو به جای می آورم ، نه به خاطر نیازی است كه تو به آن داری ، و نه به خاطر میل و رغبتی است كه تو به آن داری بلكه برای بزرگ داشت و پذیرش فرمان تو است كه تو مرا به انجام آن فرمان  داده ای. ای خدای من ! اگر در نماز من عیبی است و یا نقصی در ركوع و سجود من است ، مرا باز خواست مكن ، و بر من با پذیرش و آمرزش خود تفضل و عنایت فرما كه من در همه حال به عنایت و تفضل تو محتاجم."

با دقت در فرموده ی این دو امام بزرگوار ، این بندگی كردن و نماز سودی به خدا نمی رساند ، بلكه مایه ی عزت و سعادت انسان است و چرا كه خداوند بی نیاز مطلق است. اگر یك معلم هم به شاگردانش می گوید درس بخوانید ، نفع این درس خواندن به خود شاگردان برمی گردد و برای معلم سودی ندارد.

خدا به شكر كردن ما نیازمند نیست ، بلكه این ما هستیم كه نیازمند اویم. مانند رفتن مریض به سراغ پزشك ، كه داروی دكتر برای بیمار ترحم و لطف خاص پزشك به مریض است ، ما بیمار می شویم و به سراغ پزشك می رویم ، ما نیازمند به پزشك و داروی او هستیم و پزشك نیازی به ما ندارد.

آن چه ریشه و سبب عبودیت و بندگی انسان به
خداوند است ، عبارت اند از :

1-عظمت خدا :بر خورد با یک شخصیت عظیم انسان را به تواضع وا میدارد خداوند مبداء همه ی عظمتها و جلالها است. شناخت خداوند به عظمت و بزرگی، انسان ناتوان و حقیر را به کرنش و تعظیم وا می دارد.

2- احساس نیاز و وابستگی : انسان ، بر خور دار از عجز و نیاز و نا توانی است و خداوند در اوج بی نیازی و غنایی مطلق و سر رشته دار امور انسان است این هم عاملی است تا انسان در برابر خداوند بندگی کند.

3-سپاس نعمت : توجه به نعمت های بی حساب و فراوانی که از هر سو و در هر زمانی ما را احاطه کرده است ، قوی ترین انگیزه را برای پرستش پروردگار ایجاد می کند.

۴- فطرت : در سر رشت انسان ،پرستش و نیایش وجود دارد و انبیاء هم آمده اند تا فطرت را در مسیر حق ،هدایت کنند و انسان را از عبادت های اشتباه نجات بخشند.

در تمام ادیان اسمانی نماز واجب بوده است و همه ی پیامبران و اولیا ء الهی به نماز سفارش کرده اند.


برخی از اثار نماز:


1) تکامل روح در پرتو نماز

2) تقویت اراده

3)نظافت

4)بهداشت روان

5)مصونیت و خود نگه داری و اعمال باز دارنده از فحشا و منکر و گناه

6)نماز مکتب عالیه تربیت

7)نماز بزرگ ترین عامل تکذیه

8)نماز و  انسان سازی

حقیقته نماز از نظر امام رضا: "نماز صله و موهبتی است از طرف خداوند مهربان برای بنده از راه رحمت و غنایت و نماز  مطالبه ی وصال و تقرب بنده به سوی خداست..."

نماز چیست؟

اگر نماز می خوانید هدفتان از نماز خواندن چیست؟

اگر انسان بخواهد در این دنیا با اگاهی و ازادی وشخصیت انسانی زندگی کند ، قطعا باید برای چنین زندگی حکمت و هدفی والا داشته باشد!!انسانی ترین کاری که برای تامین زندگی هدف دار ضرورت دارد  به ثمر رساندن احساس عمیق وابستگی  به کمال است.

انسان با قرار دادن زندگی خود در جذابیت کمال باید بر یک حقیقت تسلیم شود و در برابرش به زانو بیفتد و برای او پیشانی بر سجده بگذارد !این تسلیم و سجده احساس عمیق کمال گرایی را به بار می نشاند.

باید به یقین بدانیم که اگر ما انسان ها در برابر ان کمال مطلق تسلیم نشویم و سر به سجده نگذاریم باید به تعداد خواسته ها و تمایلات و وابستگی های وجود خود ، خدایانی  بتراشیم و در برابر آنها تسلیم شده و به زانو بیفتیم و سجده کنیم.

شناخت معبود و افریدگار حقیقی ، محبت او را در دل ایجاد می کند و این محبت انسان را به پرستش و  عبادت و اظهار کوچکی و تواضع در برابر عظمت او وا میدارد.

انسان در کل سرشتی خدا آشنا . خداگرا و خدا پرست دارد و خود و جهان را وابسته به خالقی  می یابد که سرچشمه ی همه خوبی ها و زیبایی هاست . کمتر کسی در طول تاریخ این حقیقت را انکار کرده است . حتی انان که بت پرست بودند یا بت ها را شریک خدا می دانستند در صدد پاسخ گویی به این نیاز فطری خود بودند ولی در یافتن مصادق  واقعی دچار اشتباه می شدند.

انسان که از دروان گرایشی به خدا احساس میکند . تمایلی مقدس و متعالی که او را گاه و بی گاه به نجوا با خدا می نشاند و وادارش می کند که راز های درونی خود را بی واسطه با او در میان بگذارد.

نماز جلوه ی بندگی انسان در پیشگاه خدا و مظهر عبادت است آن که بنده ی افریدگار است و این بندگی را احساس می کند می داند و باور دارد ،که  در برابر او مطیع و فرمان بردار است و به سجده می افتد با او راز می گوید و نیاز می طلبد و به یاد ما می اندازد که بنده ای بیش نیستیم.

نماز  این حقیقت والا و سازنده ، بیان کننده ی بی نهایت گرایی آدمیان ، این اگاهی بخش به جان های مشتاق اگاهی این ازادی بخش شخصیت انسان ، این اب حیات جانهای زنده ی ادمیان نیازی به تعریف ، توصیف و تفسیر ندارد !!

در این جهان معنی دار که حرکت تکاملی دارد همه ی اشیا خدا را تسبیح می کنند و حمد و ثنا میگویند.

 

<< همه ی آن چه که در آسمان و زمین است برای خدا سجده میکنند >>(سوره رعد آیه ی ۱۵ )

فقط برخی از انسان ها هستند که از این حرکت تکاملی بی بهره ماندهند .

نماز عبارت است از بر قرار ساختن ارتباط بین یک موجود بی نهایت کوچک به یک موجودی بی نهایت بزرگ در حال معرفت.

آن جایی که این ارتباط با عظمت بر قرار میگردد چه مسجد ، چه گوشه ای از خانه ی محقر ، یا در میان زیبا ترین منازل باشد و یا هر جا که این ارتباط بر قرار شد آن جا رصد گاهی میشود برای نظاره به کمال بی نهایت.

نماز عبادتی است در پیشگاه پرورگار بزرگ که در سایه ی آن نیاز های  روحی و معنوی انسان تامین می شود و انسان های نماز گزار از آرامش روان و صفای روح و نیز از رفتار فردی و اجتماعی مناسب و مطلوب بر خوردار میشوند.

 

اگر ما انسان ها خدا رو قبول داریم و  می دانیم او افریدگار است و ما مخلوق. چرا در برابر این همه نعمت این خواسته ی کوچک یعنی نماز را به جا نیاوریم؟

آیا ما نباید از این افریدگار سپاس گزار باشیم ؟ نباید به گونه ای از خداوند تشکر کرد ؟ آیا راه بهتری برای تشکر از او می شناسید ( اگر می شناسید به ما هم نشان دهید) ما از خداوند تقاضا میکنیم اما نباید به او که نماز را از ما خواسته گوش فرا دهیم؟

۱.هدف از نماز خواندن چیست؟

یعنی چرا نماز می خوانیم؟

خیلی از کسانی که نماز می خوانند یا  نمی خوانند نمی دانند هدفشان از خواندن نماز چیست!!

۲.چه فایده ای برای انسان دارد؟

۳.آموزش نماز

بین ما کسانی هستند که هنوز نماز خواندن بلد نیستند که این بخش به انها اختصاص دارد

این ها اهداف کلی ما هستند که اغلب برای هر کسی پیش می آید و ما در کنار این ها به مسائل دیگری در مورد نماز خواهیم پرداخت.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 21:7  توسط حسنیه  | 

(نقش خانواده در گرایش کودکان و نوجوانان به نماز )

کودک در خانه به دنیا می‏آید و اولین کسی که با او ارتباط مستمر برقرار می‏کند، مادر و سپس پدر و سایر اعضای خانواده‏اند. نوع اعتقادات و ملاک و معیارهای اخلاقی، خلقی و دینی از والدین به کودک منتقل می‏گردد.

کودک نظرات دینی و اعتقادی خانواده‏اش را می‏پذیرد. ایمان دورۀ کودکی با همۀ پاکی و صفایش ایـن نقیصه را دارد که از آگاهی قوام با تجزیه و تحلیل، سرچشمه نگرفته است؛ بلکه بیشتر جنبۀ انفعال و تأثیر‏پذیری از محیط را دارد و در حقیقت نوعی بازتاب است. با این وجود، تکوین و پیدایش اعتقادات و توأم آن، بستگی به نوع بینش و جهان‏بینی‏ای دارد که درخانواده حاکم است.

به نظر نگارنده، سنگ بنای اولیۀ ایجاد رغبت و انگیزه در گرایش کودک به اعتقادات و متصف شدن وی به مناط و ملاک اخلاقی، از نام و نام‏گذاری آغاز و در طول فرآیند رشد با تقلید، تقویت و با تشویق استمرار یافته و از مرحلۀ نوجوانی به بعد براساس عقل و تفکر در عمق وجود فرد قوام می‏یابد. والدین باید برای فرزندان خود در راه سکونت، نامی نیکو انتخاب کنند.

پیامبر اسلام(ص) می‏فرمایند:

 وظیفۀ پدر نسبت به فرزندش آن است که او را نیکو نام گذارد و به نیکی تربیت کند و به کاری شایسته بگمارد. توانایی کودک است و برایش مسـیر است، از او بپذیرید و آنچه انجام دادنش برای کودک دشوار و طاقت فرساست، از او نخواهید و او را به گناه و طغیان و کارهای احمقانه وادار نکنید.

نتیجه اینکه انتقال ارزش‏ها و مفاهیم اعتقادی و مذهبی به کودک، سبک و سیاق مخصوص به خود را می‏طلبد. به عنوان نمونه نمی‏توان در اثبات وجود خدا برای کـــودک 10 ساله، اصل علیت (برهان استدلالی) را ارائه نمود؛ زیرا او هنوز به مرحلۀ هوش انتزاعی نرسیده تا بتواند درک نماید و همچنین انجام فرایض مذهبی از جمله نماز که امروزه روشی را می‏طلبد که در خور سن و سال کودک باشد.

از نظرگاه علم روانشناسی، می‏توان با استفاده از روش‏های تقلید، تقویت، تشویق و یادگیری ضمنی و مشاهده‏ای و ارائۀ الگوها، آداب و تکالیف مربوط به فریضۀ مقدس «نماز» را به کودک آموخت.

(تقلید)

نظریه پردازان معاصر می‏گویند، تقلید پدیده ایست همگانی و مریوط به هر سنی. توانایی‏ ایست که در ذات نوع بشر وجود دارد و یکی از عوامل موثر در رشد ذهنی نوع انسان، توانایی او در تقلید از دیگران است؛ زیرا تقلید، راه موثری برای یادگیری اعمال جدید است و کودکان بیشتر از سرمشق‏ها یا رفتارهــای دیگران تقلید می‏کنند.

کودکان مایلند از عملی تقلید نمایند که مورد تأیید همه باشد. همین کودک وقتی وارد سومین سن زندگانی خود می‏شود، به جای تقلید از اعمال خاص، از اشخاص خاص تقلید می‏کند. وقتی مادر چادر نماز بر سرمی‏گذارد و به نماز می‏ایستد، دختر بچۀ پنج ساله دوان دوان به سراغ چادر یا روسری خود رفته و آن را بر ‏کشیده و مثل مادرش به رکوع و سجود می‏رود.

(اصل تقویت در استمرار بخشی به خواندن نماز)

مقصود از تقویت، ارائۀ تقویت کننده بلافاصله بعــد از رفتـار است. تقویت کننده‏ها عواملی هستند که برای موجود زنده خوشایندند و همین خوشایندی موجب تکرار عمل بـرای دریافت آن می‏شود. در دورۀ کودکی اول(3 تا 7 سالگی)، کودک وقتی پدر در حال نماز خواندن است، به تقلید از او افعال نماز را انجام می‏دهد و گاهی که پدر در سجده است، از روی بازی گوشی دوران سن خود، به پشت او رفته و سرسره بازی می‏کند.

 پدر بعد از اتمام نماز، باید با ارائه یک هـدیه به کــودک مثل شکلات، سبب تقویت رفتـــار «نماز» در کودک شود.

لازم به یادآوری است که تقویت از نوع سهمی و آن هم نسبتی متغیر داشته باشد. بدین معنا که یک مرتبه پس از دو وعده نماز و بار دیگر بعد از پنج وعده نماز به او هدیه دهد و بار دیگر بعد از ده وعده نماز این کار را تکرار کند. مطلب مهم این که والدین برای تثبیت رفتار کودک «نماز»، باید هدایایی را برای او تهیه نمایند که مورد علاقه‏اش باشند.

در بـرنامۀ تقویت، توجه به اصل پریماک (زمینه روان‏شناسی اتکینسوین و هیلگارد، جلد1) نیز می‏تواند موثر باشد. بدین صورت که هر فعالیتی که جاندار انجام می‏دهد، می‏تواند فعالیتی را که معمولاً کمتر از او سر می‏زند را تقـویت کند. با فراهم آوردن فرصتی برای بازی پس از تکمیل تکالیف نوشتنی، می‏توان توانایی نوشتن را در دانش آمــوزان افزایش داد. این اصل حتی در کودکان سه سالۀ کودکستانی نیز موفقیت‏آمیز بوده است.

با توجه به اصل پریماک، برای جذب کودک به نماز، ابتدا باید علاقه‏مندی او را به چیزی مثل اسباب‏بازی کشف نمود و وقت معینی را برای بازی تدارک دید. سعی شود زمان بازی نزدیک به وقت نماز باشد. وقتی کودک وسیلۀ بازی را از مادر طلب نمود، وی با ملاطفت و مهربانی بگوید که بعد از نماز هر چقدر که بخواهی می‏توانی با آن بازی کنی و بعد از نماز مادر باید به وعدۀ خود عمل کند تا کودک درک کند که پس از انجام یک رفتار مطلوب و پسندیده «نماز»، می‏تواند بازی دلخواهش را انجام دهـد.

نکتۀ درخــور توجه این است که توسل به این اصل روانشناسی در جهت نیرومند ساختن رفتار «نماز»، بـا توجه به اینکه کودک هنوز به سن تکلیف نرسیده، نباید با اجبار، زور و یا تهدید باشد. کودک باید محبت، ملاطفت و نرمخویی والدین را کاملاً حس نماید.

 (داستان پردازی)

یکی از مراحل رشد و تکامل دینی در کودک که می‏توان از طریق آن الگوهای مذهبی را ارائه نمود، داستان‏گویی می‏باشد. به نظر دکتر بنیامین اسپاک (ترجمه دکتر منوچهر مهدوی (تربیت و نگهداری کودک)، انتشارات طلوع):

 در پنج سالگی کودک از رفتن به کلاس‏های مذهبی‏ای که به صورت قصه و زبان ساده دین را توضیح هد، خوشش می‏آید و دوست دارد والدین برایش کتاب بخوانند. به والدین توصیه می‏شود که زندگانی انبیائی را که در قرآن آمده است همچون حضرات ابراهیم و یوسف و ... علیهم السلام را انتخاب کرده و برای کودک خود بخوانند.

( اقامه نماز در صبحگاهان)

ایمان در تقویت ارادۀ فـرد نقش مهمی دارد. مؤمن همین که موقع اذان صبح می‏شود، بدون استفاده از ساعت شماطه‏ای یا اینکه کسی او را از خواب بیدار کند، بر می‏خیزد. طی تحقیقی که محققان آلمانی(روزنامه اطلاعات، 26/10/1377) انجام دادند، ارادۀ انسان مهم‏ترین عامل بیدار شدن به موقع می‏باشد. هفته‏نامۀ (فـــوکـــوس) نوشت:

پزشکان دانشگاه (لویک) آلمان این راز را که چگونه انسان سـر ساعت معین از خواب بیدار می‏شود، را کشف کردند. نتیجۀ آزمایش‏ها نشان داد:

حدود یک ساعت قبل از ساعت مشخص بیداری، هورمون‏های (آدرنوکوتروفه) ترشح شده از هیپوفیز در خون افزایش می‏یابد و با این ترشح جسم خــود را برای بیدار شـدن دقیق در ساعت دلخواه آماده می‏کند. نتایج بدست آمـده نشان می‏دهد که ارادۀ بشر حتی در موقع خواب می‏تواند انسان را بطور هدفمند هدایت نماید.

گاهی والدین در هنگام نماز صبح با مشکل دیر برخاستن کودک خود مواجه می‏شوند. هرگز نباید با تندخویی و پرخاشگری فرزند را از خواب بیدار نمود. روش مطلوب برای بیدار کردن، استفاده از ساعت شماطه‏دار است. در حـدود 15 الی 20 دقیقه قبل از اذان، زنگ ساعت به صدا در می‏آید. بعد از زنگ ساعت باید پدر یا مادر به سراغ فرزند بروند و با نوازش و ابراز محبت بگویند: وقت اذان است. هنوز وقت داری، می‏توانی چند لحظه دیگر بخوابی و بعد بلند شـــوی و نمازت را بخوانی.

قابل توجه است که این روش در هـنگام مدرسه رفتن نیز مفید و کارساز است. یعنی برای کودکانی که دیر از خواب بیدار می‏شوند و با تأخیر به مدرسه می‏رسند، بسیار مناسب است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 21:2  توسط حسنیه  | 

(نماز جماعت)

وقتی کودک خردسال براساس تقلید و الگوبرداری از والدین و دیگران، خود به رکوع و سجده می‏رود و حرکات و افعال نماز را انجام می‏دهد و بـر اثر تقویت و تشویق، میل و گرایش به نماز در او نیرومند می‏شود، می‏توان اقامۀ نماز به صورت جماعت را در او قــوت بخشید. والدینی که اهـل عبادت و نماز هستند، می‏توانند مواقعی که اقوام دور هم جمع شده‏اند، نماز را به جماعت در خانه برگزار نمایند و با خوشرویی فرزندان خود را به نماز فراخوانند. به تدریج این فریضه را می‏توان از منزل به مسجد محل کشانید. برای این کار پدر باید نزدیکی‏های اذان مغرب، فرزند خود را به پارک ببرد و همین که صدای اذان به گوش رسید، با مهربانی و عطوفت رفتن به مسجد را به فرزند پیشنهاد نماید.

اگر تمایلی از خــود نشان نداد، می‏توان از روش «مدل سازی» استفاده نمود که در روانشناسی کاربردی موثر دارد. یعنی اینکه پدر، کودک دیگری را «که ممکن است پسر همسایه یا هم محلی باشـــد» که با لبی خنــدان به همراه پدرش به مسجد می‏رود را به کودکش نشان دهـد و حتی زمینۀ دوستی آنها را نیز فراهم سازد. در این راستا، همانگی با امام جماعت مسجد محل نیز روش پسندیدۀ دیگری است که ایشان می‏تواند با خوشرویی و با دادن یک هدیه مثل شکلات از او استقبال نماید.

(ماهنامه پرورشی تربیت وزارت آموزش و پرورش، شماره2، آبان ماه 1381، صفحه 27)

(شیوه‏های آشنا سازی و تقید کودکان به نماز )

1ـ شرطی شدن پاسخ:

اگر مراسم مذهبی با وقایع خوشایندی همراه شود، کودک خود به خود به آنها علاقه پیدا می‏کند.

2ـ شرطی شدن عاملی:

 اگر نماز خواندن کودک همراه با پاداش باشد، استمرار و تقویت آن بیشتر خواهد بود.

3ـ طرح سؤال و معمّا:

 رسانیدن کودک به درک و ضرورت استدلال و مجهز شدن به منطق سؤال ابراهیم گونه، تأثیر مهمی در علاقه‏مندی کودک به نماز خواهد داشت.

4ـ دوری از جبر و تحمیل:

 باید آموزش‏های نماز را با توجه به آمادگی کودک انجام داد. اگر این آمادگی روحی و عاطفی میسر نشده باشد، به ناچار از جبر و تحمیل استفاده می‏شود که این قضـیه باعث دلزدگی کودک از نماز می‏شود. تا قبل از سن لازم برای تعلیم نماز که در احادیث 7 سالگی می‏باشد، نباید کودکان را مجبور به یادگیری نمود.

5ـ درونی کردن ارزش‏ها با پند و اندرز:

 در این قسمت باید توجه نمود که از گفتار مستقیم و الفاظ صریح باید پرهیز نمود؛ برای اینکه تأثیر پند و اندرز عمیق‏تر گردد، بهتر است نصایح ما با عمل توأم شود.

6ـ تعظیم و تکریم نماز:

 اگر‏ خانواده و مربیان به نماز اهمیت دهند، ارزش آن در نظر کودک بیشتر می‏شود. پس خانه و مدرسه باید‏ با نگاهی شکوهمندانه به نماز، آنرا تکریم نمایند.

7ـ بیان قصه‏ها و نمایش خاطره‏های زیبا در ارتباط با نماز:

قصه، شعر و نمایش می‏تواند با توجه به نوعی جذبه و کشش که در آن دیـده می‏شود، کودکان را به سمت نماز جذب نمایند. کودکان همیشه دوست دارند همۀ مسائل را مسـتقیماً نفهمند؛ پس از راه داستان، شعر و نمایش می‏توان به راحتی کودکان را به نماز خواندن واداشت.

8ـ توجه به توانمندی‏های کودکان و نوجوانان در اقامۀ نماز:

رسیدن به مرحلۀ رشد اولیه و لازم، می‏طلبد که اصول نماز به کودک گفته شود؛ اما در این میان باید قدرت تحمل کودک و توان او را در نظر گرفت. اگر نماز را پیش او بد جلوه دهیم، یعنی بیش از توان او بخواهیم که به عبادت بپردازد، این تفکر در کودک ایجاد می‏شود که نماز کار سختی است.

http://www.aftablog.com/uploads/r/ranginkaman-jahrom/84709.jpg

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم آبان 1389ساعت 19:44  توسط حسنیه  | 

تعبیراتی از نماز در قرآن

ـ نماز خواندن ارتباط با خدا پیدا کردن است.

ـ نماز به جهان ماورای طبیعت راه یافتن و به خداوند بزرگ ایمان داشتن و تنها در برابر او سر تعظیم فرود آوردن است.

ـ نماز سخن گفتن با خدا و سرانجام به افکار و رفتار و کردار رنگ خدایی دادن است.

ـ نماز هر گونه عوامل اضطراب و دلهره را از بین برده و دل را از آرامش کامل برخوردار می‏سازد.

ـ نماز خود را ساختن و برای جنگیدن با دشمن آماده نمودن است.  

ـ نماز یک وظیفۀ ثابت و معین برای مؤمنان است.

ـ نماز انسان را در برابر گناه بیمه می‏کند و نیز زنگار گناه را از آیینۀ دل می‏زداید.

ـ نماز عمل موثری برای مبازره با شرک و وسیله‏ای برای طرد هر گونه وسوسۀ شیطانی از دل و جان آدمی است.

ـ نماز خواندن و بر آن شکیبایی و استقامت ورزیدن برای انسان و خانوادۀ او مایۀ پاکی، صفای قلب، تقویت روح و دوام یاد خداست.

ـ نماز سمبل پیوند با خالق است. قدرتمندان با تقوا، هرگز دست از آن برنمی‏دارند.

ـ نماز انسان را به تجارت آخرت که کساد در آن نیست، امیدوار می‏سازد.

ـ نماز ستون دین، پیوندخلق و خالق، مربی نفوس، معرج مؤمن و نهی کننده از فحشاء و منکر است.

ـ نماز‏گزارانی که به نماز خودشان تداوم می‏بخشند، بندگان شایستۀ پروردگار هستند.

(روزنامه نگاه، شماره282، نیمه اول آذر ماه 1385)

( اهمیت نماز و جایگاه آن در رفتار اولیاء خدا)

ـ حضـرت عیسی(ع) در گهواره فرمودند: خداوند مرا تا زنده هستم، به نمـــاز و زکــات سفارش کرده است.

(سورۀ مریم، آیۀ 31)

ـ امام حسین(ع) حتی در ظهر روز عاشورا در میدان مبارزه و در برابر تیرهای دشمن هم نماز را رها نکرد.

ـ حضرت ابراهیم(ع) همسر و کودک خویش را در بیابان‏های داغ مکه که آن هنگام هیچ آب و گیاهی نداشت، مسکن داد و گفت: خدایا تا نماز به پا دارند.

(سورۀ ابراهیم، آیۀ 37)

ـ پیشوایان معصوم ما علیهم السلام، هنگام نماز رنگ خود را می‏باختند و می‏فرمودند: وقــت ادای امانت الهی و حضور در پیشگاه خداوند متعال است.

(بحارالانوار، جلد 81)

ـ گرچه بعضی نماز را به طمع بهشت یا ترس از عـذاب جهنم می‏خوانند، اما امیرالمؤمنین علی(ع) نماز را نه برای تجارت یا سپری از آتش، بلکه به خاطر شایستگی خدا برای عبادت انجام می‏داد.

(نهج البلاغه، حکمت 237)

""" برای اهتمام به این برنامه سازنده، اسلام به پدران و مادران سفارش کرده که اطفال خود را قبل از بلوغ مثلاً از سن هشت سالگی به هر نحو که می‏توانید وادار به نماز کنید و گاهی هــم به خاطـر بی‏اعتنایی‏شان، از خود خشونت نشان دهید."""

(محسن قرائتی (پرتوی از اسرار نماز)، ناشر: ستاد اقامه نماز، پاییز 1383، صفحه82)

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/namaz/2s9zvcp.jpg

چگونه کودکانی متدین تربیت کنیم

در ارتباط با تربیت دینی و رشد اخلاقی کودکان، باید خود والدین عامل به واجبات و دوری کننده از محرمات باشند. با زبان ساده و کودکانه و به تدریج، نگرش دینی مطلوب را در آنها بوجود آورند و توجـه آنها را به جهان آفرینش و آفرینندۀ عالم جلب کنند. در این زمینه توجه به نکات  زیـر ضروری به نظر می‏رسد: 

1ـ خانواده در تفکر اسلامی، جایگاهی بسیار رفیع دارد. برخی امور در خانواده مهم و بعضی اهم‏اند؛ اما اموری است که با واژه اهم نیز نمی‏توان جایگاه آن را معلوم کرد که از جملۀ این امور تربیت دینی است. تربیت دینی قبل از عوامل دیگر از درون خانواده ریشه می‏گیرد و از طریق تاثیر گذاری خانواده تکوین می‏یابد. 

2ـ صفاتی که بویژه به وسیلۀ مادر به فرزند منتقل می‏شود، اکتسابات بعدی او را در زندگی جهت می‏دهد، در واقع بخش سخن بر ذات و تکوین و نوع رحمی است که کودک در آن شکل پیدا کرده است.

3ـ آغاز خلقت انسان که در کرۀ زمین با خانواده شروع شده، در واقع نشانگر این است که خانواده رکن عالم هستی بوده و خانواده است که به کل هستی جهت می‏دهد.

"""از نکات فــوق در می‏یابیم که در طـول زندگی انسان، هیچ یک از نهادها، سازمان‏ها و عوامل اثـرگذار بر انسان، نمی‏توانند با خانواده و اثرگذاری آن بر کودک (انسان) برابری کنند. والـدین به اندازۀ قابلیت‏ها و شایستگی‏های خود می‏توانند محصول با ارزشی از جهات مختلف به خصوص رشــد دینی، تربیتی و اعتقادی به یادگار بگذراند. خداوند در قرآن به پاس این ارزش و اهمیت، حقوق والـدین را در کنـار توحید و خداشناسی قرار داده است."""

(سورۀ اسراء، آیۀ24)

با توجه به ارزش و قداست خانواده در می‏یابیم که خانه اولین مدرسۀ تربیت اخلاقی و دینی است و کودک به تدریح بر اساس مشاهدات روزمره، پایه‏های اخلاقی خود را پی ریزی می‏کند.

در محیط خانه کودک تعالیم خـوب و بــد را فرا گرفته و به این ترتیب زیر بنای اخلاقی او شکل می‏گیـرد. کودک همانند نهال تازه‏ای است که هر طور او را پرورش دهیم، همان گونه رشد می‏یابد.

(سادات محمد علی (رفتار والدین با فرزندان) انتشارات انجمن اولیاء و مربیان، سال1382)

خانه، پرورشگاه اطـفال است؛ بنابراین اگر والدین و سایر اعضای خانواده دارای روش صحیح و اخلاق نیک باشند، کودکان خوب و به دنبال آن انسان‏های بزرگ، افــراد متعهد و فعال تربیت شده و به جامعه تحویل داده می‏شود و بالعکس. لازم به ذکر است که اسلام پدران و مادران را در امر تربیت دینی و اخلاقی فرزندان خویش مسئول می‏داند.

پیامبر اکرم(ص) در اینباره می‏فرماید:

"ادبوا اولادکم فانکم مسئولون"."( سفینةالبحار ـ ماده ادب)"

حضرت علی(ع) نیز فرموده‏اند:

"اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم." "بحارالانوار، جلد23، صفحه 114"

تربیت دینی کودک در دوران قبل از دبستان، محدود به ایجاد انس به مسائل دینی است. به این معنا که کودک آنچه به طور منظم در محیط خانواده می‏بیند، نسبت به آن انس پیدا می‏کند و همین انس اولیــه، زمینه را بـرای پدید آمدن عادت و انجام فرایض دینی در مراحل بعــدی فــراهم می‏آورد.

مشاهدۀ آداب دینی و عبادات مذهبی بویژه نماز که در هر شبانه‏روز به طور منظم از طرف بزرگترها در محیط خانه انجام می‏شود، در ذهن و روان کودک نقش می‏بندد و با توجه به حس تقلید در او، مشاهده می‏شود که کودک از سال دوم زندگی از حـرکات والدین تقلید می‏کند. اگر انجام این حرکات با نوازش و تشویق والدین همراه باشد، بر رغبت کودک می‏افزاید.

همین تأثیرات روحی و خاطرات شیرین است که در آیندۀ کودک و جهت‏گیری بعدی او بسیار مؤثر خواهد بود.

"""نکتۀ قابل تأکید در اینجا این است که بنا به علایق دینی خود والدین، آنها نباید فرزندانشان را به زیـاده‏خواهی در این زمینه وا دارند. این یک روش صحیح نیست. بلکه بایــد زمینۀ انجـام داوطلبانۀ برخی آداب دینی را برای فرزندان خود فراهم کنند."""

(زرهانی/1385) در زمینۀ رشد عواطف دینی کودکان، می‏توان از ایجاد احساسات مذهبی در آنها استفاده کرد. احساسات مذهبی یکی از عمیق‏ترین گرایش‏های فطری در انسان است که اگر زمینۀ شکوفایی دینی را با دلایل ساده‏ای که برای فرزند قابل فهم باشد فراهم کنیم، قانع و راضی می‏شود.

هرگز نباید ذهن او را با استلال‏هایی که فراتر از درک ذهنی او هستند آشفته ساخت؛ زیرا ظرفیت ذهنی کودک از طریق ارائه دلایل مورد قبولش، جهان بینی او را شکل داده و بینش دینی او را هـدایت می‏کند.

(ملکی حسن (تعلیم و تربیت کودک و نوجوان)، تهران، انتشارات مدرسه)

http://www.dezfoul.net/~misagh/namaz.jpg

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم آبان 1389ساعت 18:24  توسط حسنیه  |